
کد خبر : 154856
تاریخ : 25 آذر 1397
به گزارش بانگ، ارزیابی اجمالی از فیلمهای در حال اکران بیانگر آن است که نزدیک به ۹۰ درصد این آثار کمدی هستند و این روند با اعتراض بخشهایی از جامعه سینمایی ایران روبهرو شده است، زیرا به باور بسیاری از فیلمسازان و منتقدان این شکل از اکران بیعدالتی نسبت به دیگر ژانرهای سینمایی است.
در همین رابطه مشروح آخرین گفتوگوی داریوش بابائیان تهیهکننده فیلم «وای آمپول» را در زیر میخوانید.
باتوجه به اینکه عنوان یک فیلم میتواند سبب شکست یا موفقیت یک اثر شود چرا عنوان وای آمپول را برای این فیلم انتخاب کردید؟
قصه این اثر کاملاً کودکانه و خانوادگی است. این فیلم بههیچوجه طنز نیست، فقط در این فیلم از بازیگری استفاده شده که بهعنوان بازیگر طنز شناخته میشود، درباره چرایی انتخاب بازیگران طنز هم باید گفت مخاطبان سینما بازیگران آثار طنز را دوست دارند، برای همین فروش فیلم تا حدودی بهواسطه این قبیل بازیگران تضمین میشود. در ضمن «وای آمپول» در شورای بازبینی آموزش و پرورش بهعنوان کاری که میتواند در همه ردههای سنی نمایش داده شود، شناخته شد و در جشنواره فیلم کودک اصفهان هم توانست بهعنوان پر تماشاگرترین فیلم انتخاب شود.
این فیلم در جشنواره فیلم اصفهان «یک آمپول ناقابل» نام داشت از این نام، ۵ ایراد گرفته شد، برای همین در مشاورههایی که انجام شد، نام فعلی برای فیلم انتخاب شد تا فیلم بدون مشکل روی پرده رود. درباره نام این فیلم سؤالی از منتقدان دارم، آیا فیلمی که داستانش درباره ترس یک کودک از آمپول است، به همین جهت این فیلم میتوان معنای این اثر را تبیین کند.
مطلب دیگر، اگر میدانستیم مسعود فراستی از نام این فیلم خوشش نمیآید و آن را ندیده نقد میکند حتماً نام دیگری برای آن انتخاب میکردیم، این انتقاد تنها به فراستی خلاصه نمیشود، بلکه برخی دیگر از منتقدان هم بدون اینکه فیلم را ببینند تنها بهواسطه نام و بازیگران آن اثر را کوبنده نقد میکنند.
برخی منتقدان فیلمهای نظیر «وای آمپول» را مایه خجالت سینما توصیف میکنند. آیا این حجم از نقد را منصفانه میدانید؟
این فیلم در جشنواره فیلم اصفهان «یک آمپول ناقابل» نام داشت از این نام، ۵ ایراد گرفته شد، برای همین در مشاورههایی که انجام شد، نام فعلی برای فیلم انتخاب شد تا فیلم بدون مشکل روی پرده رود. درباره نام این فیلم سؤالی از منتقدان دارم، آیا فیلمی که داستانش درباره ترس یک کودک از آمپول است، به همین جهت این فیلم میتوان معنای این اثر را تبیین کند.
مطلب دیگر، اگر میدانستیم مسعود فراستی از نام این فیلم خوشش نمیآید و آن را ندیده نقد میکند حتماً نام دیگری برای آن انتخاب میکردیم، این انتقاد تنها به فراستی خلاصه نمیشود، بلکه برخی دیگر از منتقدان هم بدون اینکه فیلم را ببینند تنها بهواسطه نام و بازیگران آن اثر را کوبنده نقد میکنند.
برخی منتقدان فیلمهای نظیر «وای آمپول» را مایه خجالت سینما توصیف میکنند. آیا این حجم از نقد را منصفانه میدانید؟
من از دوستان منتقد خواستم این فیلم را ببینند و بگویند میتوانند یک ایراد مفهومی از کار بگیرند؟ آیا در «وای آمپول» برای جلب مخاطب از کلمات غیراخلاقی استفاده شده است؟ سؤالات فراوانی از این دست میتوان مطرح کرد و واقعاً غیرمنصفانه است که این فیلم را فقط با نام آن نقد کنند، امتیاز ویژه این فیلم این است که همه اعضای خانواده میتوانند با هم آن را مشاهده کنند، برخلاف برخی آثار که نمیشود آنها را با اعضای خانواده تماشا کرد.
آیا این اثر فروش موفقی داشته است؟
آیا این اثر فروش موفقی داشته است؟
«وای آمپول» در بدترین زمان اکران شد، چون همیشه در پایان سال فیلمهای فراوانی درخواست اکران دارند، اما در چنین شرایطی فیلم توانسته یک میلیاردوچهارصد هزار تومان فروش داشته باشد.
در دهه شصت فیلمهای کودک با استقبال سازمانهای دولتی ازجمله آموزشوپرورش مواجه میشد، اما چند سالی است این اتفاق کمتر رخ میدهد، اما در «وای آمپول» حمایت آموزشوپرورش در اکران به فروش فیلم کمک کرد، نحوه برقراری این ارتباط را بیشتر توضیح دهید.
موفقیت در فروش دارای شرایطی است که دستیابی به آن موفقیت کار را تضمین میکند. در این زمینه، آموزشوپرورش اهرمی اثرگذار است که چند سالی است از آن غافلیم. با این توضیح سعی کردیم از این داشته، بهره لازم را ببریم. فیلم در شورای ۱۲ نفرِه توسط سازمان آموزشوپرورش دیده شد و نمره قبولی گرفت و در ادامه نتیجه مطلوب آن را هم دریافت کرد. این اتفاق میتواند باز هم در سینما رخ دهد.
درباره فیلم کودک ذکر نکتهای را ضروری میدانم آنهم اینکه این دست تولیدات تنها یک شکل ندارد. برای مثال فیلم کودک هم میتواند دخترانه باشد هم اینکه برای دیدن پسرها مناسب باشد، البته در سینمای ایران هنوز چنین دستهبندیهای کارآیی ندارد زیرا در شرایطی که فیلم کودک بهشدت کمکار است، دستهبندی دخترانه و پسرانه کمی دور از ذهن است.
مطلب دیگری که ذکر آن را ضروری میدانم به کودک گریزی برخی فیلمها مربوط میشود. منظور اینکه والدین کودکان خود را برای تماشای فیلمهای میبرند که بههیچوجه برای آنها جذابیتی ندارد. این مسئله بهنوعی آنها را از سینما بیزار میکند. اتفاقی که در آینده بسیار برای هنر هفتم مضر است، چون کودکی که از سینما بیزار شده، مطمئناً در بزرگسالی هم با آن ارتباط برقرار نخواهد کرد.
آیا از این ژانر سینمایی میتوان برای تبیین مسائل مذهبی استفاده کرد؟
در دهه شصت فیلمهای کودک با استقبال سازمانهای دولتی ازجمله آموزشوپرورش مواجه میشد، اما چند سالی است این اتفاق کمتر رخ میدهد، اما در «وای آمپول» حمایت آموزشوپرورش در اکران به فروش فیلم کمک کرد، نحوه برقراری این ارتباط را بیشتر توضیح دهید.
موفقیت در فروش دارای شرایطی است که دستیابی به آن موفقیت کار را تضمین میکند. در این زمینه، آموزشوپرورش اهرمی اثرگذار است که چند سالی است از آن غافلیم. با این توضیح سعی کردیم از این داشته، بهره لازم را ببریم. فیلم در شورای ۱۲ نفرِه توسط سازمان آموزشوپرورش دیده شد و نمره قبولی گرفت و در ادامه نتیجه مطلوب آن را هم دریافت کرد. این اتفاق میتواند باز هم در سینما رخ دهد.
درباره فیلم کودک ذکر نکتهای را ضروری میدانم آنهم اینکه این دست تولیدات تنها یک شکل ندارد. برای مثال فیلم کودک هم میتواند دخترانه باشد هم اینکه برای دیدن پسرها مناسب باشد، البته در سینمای ایران هنوز چنین دستهبندیهای کارآیی ندارد زیرا در شرایطی که فیلم کودک بهشدت کمکار است، دستهبندی دخترانه و پسرانه کمی دور از ذهن است.
مطلب دیگری که ذکر آن را ضروری میدانم به کودک گریزی برخی فیلمها مربوط میشود. منظور اینکه والدین کودکان خود را برای تماشای فیلمهای میبرند که بههیچوجه برای آنها جذابیتی ندارد. این مسئله بهنوعی آنها را از سینما بیزار میکند. اتفاقی که در آینده بسیار برای هنر هفتم مضر است، چون کودکی که از سینما بیزار شده، مطمئناً در بزرگسالی هم با آن ارتباط برقرار نخواهد کرد.
آیا از این ژانر سینمایی میتوان برای تبیین مسائل مذهبی استفاده کرد؟
اگر مسائل اعتقادی با زبان کودکانه بیان شود شاید بتوان این خواسته را محقق کرد، به عنوان مثال پیام فیلم وای آمپول احترام به والدین است، اما سعی شده پیامرسانی بهگونهای نباشد که کودک آن را نپذیرد، بنابراین سعی کردیم بهواسطه بازیگرانی که کودکان آنها را دوست دارند پیام را برایشان جذاب کنیم. این روش به نظرم یکی از الزامات سینمای کودک است.