اجزای موسیقی

آموزش موسیقی

دراین مقاله به توضیح نسبتا کامل از موسیقی ، نت نگاری ، شناسایی خط موسیقی ، شناختن گام های ، روش شناسایی نام گام ، گام های مینور و ماژور ، نت سانسیبل ، اکتاو و .... میپردازیم ، تا دوستداران و هنرجویان موسیقی بتوانند درک بهتری از موسیقی و تئوری آن داشته باشند

اجزای موسیقی 

همانطور که یک معمار یا بنا برای ساختن خانه از آجر ، سنگ ، آهن چوب و غیره استفاده میکند؛ هم چنان یک شاعر در ساختن شعر خویش واژه ها را بکار می گیرد، آهنگساز نیز در ساختن موسیقی صدا ها و عوامل صوتی را به کار می بندد. صدا (صوت)، پدیده ای است که انسان آن را به یاری دستگاه شنوایی خویش درک می کند. صدا(صوت) در نتیجه ی ارتعاش یک جسم تولید می شود و در محیط مادی مانند هوا یا آب به صورت موج انتشار می یابد، به گوش می رسد و ما در دستگاه شنوایی مان آن را با فعل و انفعالی فیزیولوژِیک درک می کنیم. 

صدا ها بر دو دسته اند

 صداهای موسیقایی و صداهای غیر موسیقیایی. صدا ها از نظر موسیقایی دارای مشخصه هایی می باشند. ولی صداهای غیر مسیقایی هیچ مشخصه ی یکسان و منظمی ندارد وشکل های موجی آنها بسیار پیچیده است. 


تولید صدای موسیقایی 

ساز های موسیقی به گروه های مختلف تقسیم می شوند و هریک به شیوه ای خاص صوتی موسیقایی تولید می کند، یعنی ( جسم مرتعش ) در هر گروه ، و طرز مرتعش شدن آن ، با گروه دیگر تفاوت دارد . در یک بخش بطور کامل با آنها آشنا می شویم .

مشخصه های صوت از نظر موسیقایی 

صدا از نظر موسیقی دانان و تا آنجا که در بحث تئوری عمومی موسیقی به بررسی آن پرداخته میشود دارای مشخصه هایی است که شما میتوانید در مقاله ی « مشخصه های صوت از نظر موسیقیایی »به طور کامل مطالعه فرمایید .


الفبای موسیقی 

هنر موسیقی دارای این خصیصه است که به یاری خطی ویژ به نام "خط موسیقی " می توان آن را ثبت کرد. این خط کم و بیش مانند خطهای دیگر، از نشانه های قراردادی استفاده کرده و همانند آنها همواره رو به تکامل رفته است. از این رو علاقمندان به فراگیری موسیقی ناگزیرند این نشانه ها را بشناسند تا با تمرین بسیار، رفته رفته به خواندن این خط آگاهی و تسلط یابند. 

خط موسیقی

خط موسیقی (بر خلاف اکثر خط های گوناگون زبان های مختلف دنیا) خوشبختانه خطی بین المللی است. بنابراین هر گاه مثلا موسیقی ایرانی یا ژاپنی یا هر کشور دیگری با این خط نوشته شود، موسیقی دانان ایران، آلمان یا هر کشور دیگر جهان می توانند آن را بخوانند. البته بسته به تفاوتهایی که انواع موسیقی ها با هم دارند، گاه علامتهای بومی نیز در آن وارد میشود که بعدا" به آن هم می پردازیم. 

نامنتها 

در استاندارد نت نگاری موسیقی کلاسیک که بیشتر مربوط به موسیقی های ساخت موسیقیدانان اروپایی، از زمان باخ تا اواخر دوره رومانتیک است، برای همه ی صداهای موسیقیایی از بم ترین تا زیرترین آنها فقط هفت نام وجود دارد، این نام های هفت گانه در برخی کشورهای غربی با کلمات تک هجایی و در برخی به صورت الفبایی به شرح زیر تلفظ می شوند:

ABCDEFG
لا (la)سی (si)دو (do)ر (re)می (mi)فا (fa)سل (sol)


وسعت صدایی که در موسیقی بیشتر استفاده میشود، مطابق با وسعت پیانو است و به عبارتی خوش صدا ترین و کاربردی ترین فرکانسها ، روی کل کلید های پیانو قابل اجراست. سازهای دیگر هم هر کدام توانایی اجرای قسمتهایی از این پهنه را دارا می باشند و بم ترین و زیرتریننتهای پیانو روی بعضی سازها قابل اجرا است. 

7نتموسیقی به دلایلی که بعدا" به آن می پردازیم، پس از پایان، باز در اکتاوهایی بالاتر تکرار می شوند؛ به این صورت که اگر ازنت"دو" شروع کنیم و تا "سی" پیش رویم،نتبعدی ما باز "دو" و پس از آن هم "ر" و ... است. 

اکتاو :

 فاصله يکنتتانتهم نام خود (چه زير يا چه بم تر) را اکتاو مي گويند.

حامل :

برای آنکهنتهای موسیقی را در دورهای پی درپی که پیشتر نشان داده شد بتوان به خط موسیقی نوشت خطوطی به کار برده می شود که حامل نام دارد. 

حال در ساده ترین و معمول ترین کاربرد خود عبارت است از پنج خط موازی بافاصلههای مساوی. 

حامل پنج خطی دارای یازده محل برای جا دادننتهای موسیقی است پنج محل روی خط ها چهار محل میان خط ها یک محل پایین و یک محل بالایحاملبه این ترتیب روی هر حاملی می توان یازدهنتجای داد.

به شکل زیر توجه کنید : (در سمت راستنتها روی خط نوشته شده ) و ( در چپنتها ما بین خط) و ( در بال یکنتبالای خط چسبیده به خط زیرین خود ) و ( در پایین یکنتچسبیده به خط بالایی خود )پس به این ترتیب در یک خطحاملمی توان تا یازده صدا نوشت. 

نکته :

 در ضمننتها را طبق قرارداد مانند زبان های لاتین و ریاضی از چپ به راست می نویسند و می خوانند.( در این شکل استثنا برای درک بهتر مطلب به این صورت نوشته شده. ) 



نامنتها بروي حامل

 نت ها برويحاملبستگی نامنتها با جایشان
 حامل قراردادی است
به این ترتیب که جایی را روی یکی از خطوطحاملمبدأ فرض می کنند و یکی ازنتهای هفتگانه را در آنجا می گذارند و بقیه ینتها را از آن مبدأ حساب می کنند.مثلا اگر چنین فرض کنیم که روی خط دوم حاملنت( سل ) قرار گرفته است.نتهای دیگر به ترتیب شکل زیر نامگذاری می شوند . در این صورت برای مشخص کردن این مبدأ در ابتدایحاملنشانه ای به این شکل به نام کلید سل روی خط دوم می نویسند 


درحاملبالا که معروفترینحاملموسیقی استنتهای روی خط از پایین به بالا عبارتند از :

( می ).( سل ).( سی ).( ر ).( فا ).ونتهای میان خط ( فا )،( لا )،( دو )،( می )،نت زیرحامل( ر )،ونتبالایحامل( سل )،است. 

نکته :

 ( طبق قانون و قرارداد کلید سل را نمی توان روی خط های دیگر نوشت فقط روی خط دوم باید نوشت ) پس در نتیجه کلید سل نام خود را به نتی می دهد که روی آن خط نوشته شده باشد یعنی خط دوم 

خط های تکمیلی یا اضافه

گفته شد که رویحاملتنها یازدهنتمی تواند جای گیرد که البته نسبت به تعدادنتهای کاربردی موسیقی ( بیش از 60نت) رقم بسیار ناچیزی است. برای رفع این کمبود در زیر و بالایحاملهر جا و هر زمان که نیاز باشد خط هایی کوتاه می گذراند و به یاری آنها بر کاربردحاملوسعتنتنویسی روی آن می افزایند. 

نکته:

خط های تکمیلی چه به سوی بالا و چه به سوی پایین تا آنجا افزوده می شود که چشم با اندکی تجربه بتواند تعدادشان را به آسانی تشخیص دهد.

به طوری که در شکل بالا دیده می شود بر رویحاملبا افزودن خط های تکمیلی (در این نمونه چهار خط – از هر دو سمت ) تعدادنتها از 11 به 27 رسیده است. تعداد خط های تکمیلی البته محدود نیست.نتهای تکمیلی نیز با همان روالنتهایحامل( تناوبنتهای روی خط و میان خط ) نوشته می شود . 
 نیم خط

 خط

در  اصطلاح خط هایی را که از میاننتها می گذرند نیم خط و خطوط تکمیل کننده در زیر یا بالاینترا خط می نامند.

شکلنتها 


در بخش اول در مورد دیرندنتها توضیح کوتاهی داده شد.در خط موسیقی ، نشانه ای که به یاری آن دیرند یا ارزش زمانی صدا ها مشخص می شود ، در شکلنتنمودار میگردد. به گفته ی دیگر ، به یاری شکلنتاست که میتوان مقدار ارزش زمانی هرنترا نسبت بهنتیا شکل دیگر باز شناخت . 

روشن است که هر ( شکل‌ )نتمی تواند در هر ( جای)حاملقرار گیرد. در واقع دیرند (ارزش زمانی ) هر صوت موسیقی ربطی بهنواک(زیر یا بمی ) آن ندارد.

با گوش کردن دقیق یک ملودی ، که سازی تنها آن را می نوازد ، یا گروهی از سازها ( دراجرا یا تزئین آن ) با هم همکاری می کنند ، میتوان احساس کرد که اصوات ملودی یا لایه های آرایشی آن ، گاه کوتاه تر و گاه کشیده تر ، و نیز در لحظه ای زیر و در لحظه ای دیگر بم هستند .

نت های موسیقی می توانند به هفت شکل و احیانا کمی بیشتر ، ظاهر شوند 

در جدول پایین شکل های هفتگانه و دیرند آنها نسبت به یکدیگر نشان داده شده است:

در ضمن ، نت گرد در موسیقی امروز از همه ی دیرند ها بزرگ تر است ، و به همین سبب زمینه ای است برای اندازه گیری شکل های دیگر مثال :
نت گرد = 1/1 گرد
سفید = 2/1 گرد
سیاه = 4/1 گرد 1
چنگ (یا یک لا چنگ) = 8/1 گرد الی آخر
در بعضی مواقع ( البته بسیار به ندرت ) شکل پنج لا چنگ به کار برده می شود که ارزش زمانی آن یا همان دیرند آن 2/1 چهار لا چنگ و 128/1 گرد می باشد . 

هر گاه شکل های چنگ دولا چنگ سه لا چنگ چهار لا چنگ (نتهایی که دارای چنگ هستند ) در جایی از قطعه ی موسیقی بیش از یکی و پی درپی آمده باشند می توان آنها را بصورت گروهی نوشت یعنی چنگکشان راحذف کرد و انتهای دم هاشان را با خطی ( یا خط هایی ) به هم پیوست در این وضع هر چنگک تبدیل به یک خط می شود.

و به همین ترتیب نت های چنگک دار گوناگون نیز می توانند به صورت گروهی نوشته شوند. 

در جدول بالا همه ینتها به جز گرد دارای دم هستند و از آنجا که همه ی این شگل ها به منظور تشخیص زیر و بمی شان رویحاملنوشته می شوند ، باید گفت که معمولا هرگاه جاینت( یا جای سرنت) پایین تر از خط سومحاملباشد ، دمنترو به بالا ، و چنانچه سرنت در نیمه ی بالایحاملنوشته شود ، دم آن به پایین کشیده می شود .

در حالت اول ، دم از سوی راست سرنتبه بالا مثل dو در حالت دوم از کناره ی چپ سر به پایین مثل p -و در هر دو حال دم مماس با سر- رسم می شود.

ضمنا نوشتننتهای چنگک دار به صورت گروهی نخستین بار در قرن هیجدهم معمول شد .

نقطه 

گاه در يك قطعه بهنتهايي غير از ضريب دو نياز ميشود. 

نقطه يكي از ابزار هاي ايجادنتهايي به اين شكل ميباشد.

هر گاه نقطه اي در سمت راستنتقرار دهيم ديرندآننتمعادل نفصف ارزش آننتبه آن اضافه ميشود. 

مثل شكل زير:




و نيز اگر دو نقطه ( .. ) در راستنتقرار گيرد نقطه اول نصفنتديرندنتنقطه دوم يك چهارم ديرندنتبه آن اضافه ميشود. 

http://www.harmonytalk.com/wp-content/uploads/2009/05/donoghte.png
 
گاهي نيز نياز مندنتهايي با ديرندهاي غير از ضريب سه و دو مي شويم در اينجا خط اتحاد است كه مي تواندنتهايي با هر نوع ديرندي را بوجود آورد.

خط اتحاد: خطيست منحني كه بر روينتيا در زير دونتهم نام قرار ميگيرد و ديرند آنها را با هم جمع ميكند. 

در شكل زير ميبينم كه دونتسفيد بوسيله خط اتحاد ديرندي معادل يكنتگرد را بوجود آورده اند و اين سوال پيش مي آيد كه چرا هماننتگرد نوشته نمي شو،‌ در بخش بعدي كه ميزان نام دارد به جواب خواهيم رسيد. 

http://www.harmonytalk.com/wp-content/uploads/2009/05/etehaad1.jpg

خط اتصال :

 اين خط نشان دهنده متصل و به هم پيوسته اجرا كردن است. خط اتصال بر روينتيا در زيرنتهاي همنام و غير همنام قرار ميگيرد و مي تواند تعداد نامحدودي ازنتها را در بر گيرد. http://www.harmonytalk.com/wp-content/uploads/2009/05/etesal1.jpg

سكوت :

همانطور كه صداهاي موسيقيايي لازمه بوجود آمدن يك قطعه ميباشد گاهي بي صدا يي يا همان سكوت باعث زيبا تر شدن نيز ميشود. صداهاي موسيقيايي داراي ديرند هاي مختلف ميباشند سكوت نيز داراي شكلهايي ميباشد كه نشان دهنده ي ديرند سكوت است كه در شكل زير ميبينيد. http://www.harmonytalk.com/wp-content/uploads/2009/05/jadval-sokoot1.png

 سكوت ها نيز همنامنتها هستند و علامت نقطه نيز بر ديرند سكوت تاثير گذار است. http://www.harmonytalk.com/wp-content/uploads/2009/05/sokoot-noghte.jpg

گام :

 (از فرانسه gamme) توالی چند نت است که به ترتیب ارتفاع مرتب شده‌اند. گام ممکن است بالا رونده یا پایین‌رونده باشد یعنی ارتفاع نت‌ها در آن به ترتیب صعودی یا نزولی مرتب شده باشند.

گام عبارت است از توالی پله پله ینتها ، از یکنتمفروض تااکتاوآننت. 


در فاصلهاکتاوبه طور معمول هفتنتوجود دارد ، ولیگامهای شرق آسیا پنج نتی هستند .گامهای دیگر مثلگامشش نتی و دوازده نتی نیز بعدا توسط آهنگسازان ابداع شدند .
گام الگوی موسیقی است. یعنی نشان دهندهنتهایی است که در موسیقی مورد نظر استفاده شده است . با تغییر محل فواصل پرده و نیم پرده درگام، موسیقی نیز تغییر می کند و به این ترتیب موسیقی سرزمین های مختلف ، با رنگ و بوی خاص خود پیدا مشود . 

درجاتگام:

 هر یک از نتهای پلکامگامدارای شخصیت ( اهمیت ) ویژه ای هستند که به آن فونکسیون ( fonection ) یا کار کرد می گویند .فاصلههرنتاز پایهگامرا درجه آننتمی نامند درجات گام را با اعداد رومی نشان میدهند . درگامماژور و مینور درجات اول ، چهارم و پنجم مهم تر از درجات دیگر هستند و شخصیت متمایزتزی نسبت به دیگر درجات دارند . 

نام های درجاتگامعبارتند از : 
I تونیک tonique ( پایه ) 
II سور تونیک sus tonique ( روپایه ) 
III مدیانت mediant ( میانه ) 
IV سو دومینانت sous dominant ( زیر نمایان ) 
V دومینانت dominant ( نمایان ) 
VI سور دومینانت sus sominant ( رو نمایان ) 
VII سانسیبل sensible ( محسوس ) 
VIIIاکتاوoctave ( هنگام ) 


نت سانسیبل : 

اگرفاصلهبین درجه هفتم و درجه هشتمگام، نیم پرده باشد ،نتدرجه هفتم (( سانسیبل )) نامیده می شود . پس برای پیدا کردننتسانسیبل کافی است از اسمگامنیم پرده پایین برویم . 
در موسیقی اروپا دوگامبیشتر از همه معمول است کهگامماژور و مینور می باشد . فعلا برای تشخیص این دوگامکافی است بدانیم که درگامماژور ، درجه سومگام(فاصلهسومیننتازنتپایه ) دو پرده است . در حالی کهفاصلههمین درجه درگاممینور از پایه دارای یک و نیم پرده است .

اُکتاو :

 (به انگلیسی Octave، گاه به اختصار به صورت 8ve و P8 نیز نوشته می‌شود) در زبان لاتین یعنی عدد هشت.اکتاودر موسیقی نشان دهنده ۷ نُتپایه‌ای موسیقی: Do, Re, Mi, Fa, Sol, La, Si ونتهشتم که تکرارنتDo اول بافاصله۷نتاست می‌باشد.[۱] هرسازدارای دامنه خاصی از لحاظ تکرار این نت‌ها می‌باشد و دامنه سازها را اغلب با شمارش مجموع این هشتنتکه برابر با یکاکتاومی‌باشد می‌سنجند. بدیهی‌ست که سازهای مختلف دارای تعداد اکتاوهای مختلف می‌باشند.

در واقع بازه­ی اصوات موسیقی به زیربازه­هایی به ناماکتاوبخش می‌­شود. یکاکتاوبازه فرکانسی را شامل می‌­شود که فرکانس انتهای آن دو برابر فرکانس ابتدای­ آن است. پس فرکانس هرنت۲ برابر فرکانسنتهم­نام خود دراکتاوقبلی است (برای نمونه لا دراکتاو۳ فرکانس ۴۳۷ هرتز، و لایاکتاو۴ فرکانسی برابر ۸۷۴ هرتز دارد). فرکانس نت­هایی که با فاصله­ی یکسان از نظر موسیقی به ترتیب دنبال هم قرار می­گ‌یرند، تشکیل تصاعد هندسی می­‌دهند.

گام دیاتونیک :

گام دیاتونیک گامی است که از پنج پرده و دو نیم پرده تشکیل شده که در آن، نیم‌پرده‌ها بیشترینفاصلهرا از یکدیگر دارند.

دانگ  یا تتراکورد (به انگلیسی: Tetracorde) ترکیبی از چهارنتپی در پی است که حدود آن یک فاصله چهارم درست را تشکیل بدهد. هرگامدیاتونیک شامل دو دانگ است که به وسیلهٔ یک فاصلهٔ یک فاصلهٔ دوم بزرگ (یک پرده) از هم جدا شده‌اند.

گام ماژور:

 گام ماژور از پنج پرده و دو نیم پرده تشکیل شده است . پرده بندیگامماژور ( الگویگامماژور ) به ترتیب زیر میباشد : ( از راست به چپ ) 

یک پرده + یک پرده + نیم پرده + یک پرده + یک پرده + یک پرده ( سانسیبل ) + نیم پرده 

به عنوان مثال اگر بخواهیم یکگامماژور ازنتدو ( C ) با نگرش به موارد ذکر شده ، بسازیم به این صورت میباشد : 
دو + ر + می + فا + سل + لا + سی + دو 
گام حاصل را دو ماژور می نامیم . 

و یا بخواهیم ازنتسل ( G ) یکگامماژور بسازیم به این صورت میباشد : 
سل + لا + سی + دو + ر + می + فا دیز + سل 
گام حاصل را سل ماژور می نامیم .

با دقت بیشتر متوجه میشویم کهگامماژور را میتوان به دو قسمت تقسیم کرد که هر یک از دو نیمه از نظر پرده بندی شبیه به هم هستند و به هریک از آنها دانگ میگوییم . 

دانگ شامل چهارنتمتوالی است که تترآکورد ( Tetrachord ) میگویند . بین یکی از چهارنتیک تترآکورد ، یکفاصلهنیم پرده وجود دارد .
تترآکوردهایی هستند که از سه پرده درست میشوند و بین پرده هافاصلهنیم پرده وجود ندارد . به این تترآکوردها ، تریتون ( Tritone ) میگویند .

گام مينور:

 گامی دیاتونیک است که در آن فاصله‌های نیم پرده، به ترتیب بین درجه‌های دوم و سوم و درجه‌های پنجم و ششم قرار گرفته‌اند. گام مینور طبیعی بر روینت«لا» به صورت «لا-سی-دو-ر-می-فا-سل-لا» است. اینگامدر واقع متناظر باگامماژور دو است که ازنتششم شروع شده و تا هشت درجه دنبال شده باشد.

گام مینور هارمونیک : 


همانطور که میدانید اگرفاصلهبین درجات هفتم و هشتم نیم پرده باشد درجه هفتم گام را سانسیبل میگویند .درگاممینور طبیعیفاصلهبین درجه هفتم و هشتم یک پرده است و برای ایجادنتسانسیبل ( نیم پرده شدنفاصلهدرجات هفتم و هشتم ) درجه هفتم را به طور مصنوعی نیم پرده بالا می برند وگامبه دست آمده را گام مینور هارمونیک میگویند . 

گام مینور ملودیک : 


با بالا رفتن درجه هفتم در گام مینور هارمونیک ،فاصلهبین درجه ششم و هفتم نیم پرده اضافه و به دوم افزوده تبدیل می شود . اجرای اینفاصلهموسیقی اروپایی را از شکل می اندازد و شبیه موسیقی شرقی میکند ( قابل توجه علاقه مندانی که در سبک های غربی بهآهنگسازیمیپردازند ) برای جلوگیری از ایجاد دوم افزوده ، درجه ششم و هفتم را هنگام بالا رفتن نیم پرده بالا میبرند و درهنگام پایین آمدن که نیازی بهنتسانسیبل نیست آنها را به حالت طبیعی برمیگردانند .
 

پیدا کردن اسم گام:

 با مشاهده ی تعداد دیز و بمل های موجود در سرکلید ، همانطور که میدانیدگامهای دیزدار از یک تا هفت دیز ممکن است در سرکلید ، داشته باشند . 

دیزهای فرد به ترتیب قرار گرفتن در خطوطحاملسرکلید عبارتند از : فا (1) - سل (3) - لا (5) - سی (7) 
دیزهای زوج به ترتیب قرار گرفتن در خطوطحاملسرکلید عبارتند از : دو (2) - ر (4) - می (6) 

برای پیدا کردن اسم گامهای ماژور دیزدار ،از آخرین علامت سرکلید نیم پرده بالا میرویم 

مثال : 

اگر بخواهیم بدانیم گام مازوری که دارای چهاردیز است نامش چیست ، اول دیز چهارم را پیدا میکنیم ، که همان « ر دیز » میباشد و سپس از « ر دیز » نیم پرده بالا میرویم و بهنت« می » میرسیم . پس اسمگامما می ماژورخواهد بود .


برای پیدا کردن اسم گامهای مینور دیزدار ، از آخرین علامت سرکلید یک پرده پایین میرویم 

مثال : 

اگر بخواهیم بدانیم گام مینوری که دارای چهاردیز است نامش چیست ، اول دیز چهارم را پیدا میکنیم ، که همان « ر دیز » میباشد و سپس از « ر دیز » یک پرده پایین میرویم و بهنت« دو » میرسیم . پس اسمگامما دو دیز مینور خواهد بود .

نکته : 

هنگامی که بعد از محاسبه فواصل یاد شدهنتمورد نظر را پیدا کردیم ، حتما به این دقت میکنیم کهنتپیدا شده در علامات سر کلید ، دیز شده یا اینکه خیر ؟؟؟ در صورتی کهنتمورد نظر ما قبلا دیز شده ( مانند مثال مربوط بهگامدودیز مینور ) در هنگام پیدا کردن اسمگامحتما دیز را به آن اضافه کنیم .
 

 شناسایی گامهای بمل دار با مشاهده علامات سرکلید :

همانطور که میدانید گام های بمل دار نیز از یک تا هفت بمل ممکن است در سرکلید ، داشته باشند . 

بمل های فرد به ترتیب قرار گرفتن در خطوطحاملسرکلید عبارتند از : سی (1) - لا (3) - سل (5) - فا (7) 
بمل های زوج به ترتیب قرار گرفتن در خطوطحاملسرکلید عبارتند از : می (2) - ر (4) - دو (6) 

برای پیدا کردن اسم گامهای ماژور بمل دار ، بمل ما قبل آخر سر کلید را نام میبریم . 

مثال : 

اگر بخواهیم بدانیم گام ماژوری که دارای پنج بمل است نامش چیست ، اول بمل چهارم را پیدا میکنیم ، که همان « ر بمل » میباشد ، پس اسمگامما ر بمل ماژور خواهد بود .

برای پیدا کردن اسم گامهای مینور بمل دار از آخرین علامت سرکلید ، یک خط یا بین خط بالا میرویم. 

مثال :

اگر بخواهیم بدانیم گام ماژوری که دارای سه بمل است نامش چیست ، از بمل سوم که همان « لابمل » میباشد ، یک بین خط بالا میرویم و بهنتدو میرسیم . پس اسمگامما دومینور میباشد . 

نکته 1 :

 هنگامی که با توجه به محاسبات گفته شده ، نتی را پیدا میکنیم و میخواهیم به وسیله آن اسمگامرا بدانیم ، به این دقت میکنیم که قبلا ایننتبمل شده یا خیر ؟؟؟ اگر بمل شده ، پس بمل را به اسمگاماضافه میکنیم .

نکته 2 : 

تمام گامهای ماژور بمل دار ، به استثناء گام فاماژور ، بقیه گامها واژه بمل را با خود یدک میکشند .

نکته 3 :

 گام های مینور ، به استثناء می مینور و سی مینور ، بقیه گامهایی که واژه دیز را با خود ندارند گامهای بمل دار هستند .
فواصل در موسيقي: در موسیقی به فضای میان دو نتی كه با یکدیگر مقایسه می شنود،فاصلهبین آنها گفته می شود. ممکن است این دونتیا باهم نواخته شوند (بصورت آكورد) و یا بطور متوالی (بصورت ملودی) به دنبال هم. 

- درگامدو ماژورفاصلهمیان نتهای "دو" تا "ر بمل" یعنی از C تا Db را دوم كوچك میگویند كه معادل نیم پرده است. حالا اگر پایهگامشما مثلآ "سل" باشد،فاصلهG تا Ab بازهم معادل دوم كوچك است. 

-فاصلهبیننت"دو" تانت"ر" یعنی از C تا D رافاصلهدوم بزرگ می گویند كه معادل یك پرده كامل است. حالا اگر همین فاصه را ازگامEb ماژور كه در Jazz زیاد هم بكار برده می شود بخواهیم اجرا کنیم،فاصلهدوم بزرگ چیزی نیست جزفاصلهمیان Eb و F (نت "فا"). 

- در همانگامدوماژورفاصلهمیاننت"دو" و بمل شدهنت"می" یعنی C تا Eb را سوم كوچك می گوییم كه صدای كاملا" آشنایی دارد و از مشخص های اصلی یک آكورد مینور است.فاصلهسوم كوچك از یكی از دو مهمترینفاصلهها در موسیقی است كه شامل یك ونیم پرده است. 

-فاصلهمیان "دو" و "می" درگامدو ماژور یعنی C تا E بنام سوم بزرگ است كه شامل دو پرده كامل است. اینفاصلههم در ساختن آكوردها بسیار مهم است. نكته کاربردی آن که گوش یک موزیسین خوب باید بتواند به راحتیفاصلههای سوم كوچك و بزرگ را از هم تشخیص بدهد، که این مهم جز با تمرین بدست نمی آید. 

-فاصلهبعدی درگامدو ماژورفاصلهچهارم درست (یا Perfect) است یعنی بین C و F. عمومآ گیتاریست هایی که آكوردهای Suspended مانند sus4 استفاده كرده باشند اینفاصلهرا بخوبی می شناسند. همینفاصلهدرگاملا ماژور تبدیل بهفاصلهبین A تا D كه معادل دو و نیم پرده است، می شود. 
-فاصلهمهم بعدی درگامدو ماژورفاصلهای معراف به tritone است كه بعدها خواهیم دید که چگونه اینفاصلهمیتواند جایگزین آكورد درجه پنجمگامشود. اینفاصلهدر واقع افزوده شده چهارم درست است یعنی معادل سه پرده کامل. درگامدو ماژور اگرفاصلهچهارم درست (‍C-F) را نیم پرده اضافه كنید به tritone كه به آن چهارم افزوده یا augmented 4th هم گفته می شود خواهید رسید. فراموش نکنید که این اینفاصلهرا میتوان به دوفاصلهکوچك یك و نیم پرده ای نیز تعبیر کرد. 

-فاصلهپنجم كه از همه معروف تراست، درگامدو ماژور از "دو" تا "سل" یا درگاممی ماژور از "می" تا "سی" و الی آخر مشخص می شود. اینفاصلهكه معادل سه و نیم پرده است را می توان جمع یكفاصلهسوم بزرگ با یك سوم كوچك دانست. در یکگاممعتدل (گامی كه همه نیم پرده ها مساوی هستند) اگه از اینفاصلهنیم پرده كم كنیم به همونفاصلهقبلی یعنی tritone خواهیم رسید. که به آن diminished 5th گفته میشود. 

-فاصلهپنجم افزوده هم خیلی كاربرد دارد كافی نیم پردهفاصلهپنجم درست را بالا ببریم تا به augmented 5th برسیم، یعنی از ‍C تا G#. 

-فاصلهبعدی ششم بزرگ است یعنی از "دو" تا لا "یا" درگام"لا" بمل ماژور از Ab تا F، اینفاصلهمعادل نه عدد نیم پرده است. از اینفاصلهاگه نیم پرده كم كنیم به minor 6th یا ششم كوچك می رسیم كه در موسیقی از آن زیاد استفاده می شود. همینطور اگه نیم پرده به آن اضافه كنیم به ششم افزوده یا augmented 6th خواهیم رسید. 

-فاصلهبعدی هفتم بزرگ است که از یازده نیم پرده تشكیل شده و بعنوان مثال از "دو" تا "سی" یا درگامسی بمل ماژور از Bb تا A است. می توان آنرا تركیب دوفاصلهسوم بزرگ و یك سوم كوچك هم دانست. مشخصه اصلی یکآکوردپر کاربرد CMaj همینفاصلهاست. 

-فاصلهمتداول دیگر در موسیقی Jazz هفتم كوچك است. یعنی درگامدو ماژورفاصله"دو" تا "سی" را نیم پرده پایین بیاریم، به "دو" تا "سی" بمل برسیم به یكفاصلههفتم كوچك رسیده ایم. .ویا درگاممی بمل ماژور به Eb تا Db میرسیم. اینفاصلهاز یازده نیم پرده تشكیل میشود. 

-فاصلهبعدی همون اكتاو یا هشتم است که معادلفاصلهیكنتبانتیك اكتاو بالاتر خود است.

 

نت نگاري

موسیقی در گذشته های دور مانند زبان و گفتار به روش سینه به سینه و شفاهی نقل میشد تا به نسلهای بعدی برسد و در این میان هیچ تضمینی نبود که عوامل محیطی چه اثری بر آن بگذارند یا اینکه اصلآ باقی بماند یا خیر. از این رو آنها به فکر افتادند تا موسیقی خود را جایی ثبت کنند. 

اقوام "مزوپوتیما " (Mesopotamia ) (بین النهرین)از اولین کسانی بودند که به فکر نگارش موسیقی افتادندو براینتنویسی قراردادی تنظیم کردند.در روش ابداعی آنان ریتم (که یک جز لازم ملودی است) و دامنه ملودی معین میشد. در قرن پنجم تا هفتم قبل از میلاد روشی ابداع شد که فقط حدود حرکت ملودی را مشخص میکردو حضور دامنه در آن دیده نمیشد.

در قرن هفتم میلادی بود که سرودهای گریگوریان - مانند مس (mess)و موتت (mutett ) که مهمترین و جزو پایه های فرمهای موسیقی مذهبی اند ، - بدست پاپ گرگوار اول (Pope Grigorire I )جمع آوری و تدوین شد اما هنوز رسم الخطی رسمی و شناخته شده برای حفظ اصولی آنها نبود. 

در قرن نهم از یک خط رنگی افقی برای نوشتن علائم استفاده شد و باید توجه کرد که در همین زمان بود که موسیقی از حالت مونوفونی و هموفونیکی خارج شد و بتدریج به سوی دیافونی( دو صدایی) و پلی فونی میل کرد و اصالتا پلی فونی از سرود های مذهبی بنام ارگانوم (organom) زاده شد و نگارش آنها اهمیت بیشتری یافت. (برای مطالعه بیشتر در مورد نوع بافتها به مقاله "رنگ و بافت در موسیقی" توجه شود) 

امانتنویسی به صورت امروزی ریشه در نمادهای یونانی و شرقی دارد که به آن " اک فونتیک "(Ekphonetic) میگویند. 

تا قبل از قرن یازدهم میلادی برای نمایش اصوات موسیقی به تبعیت از یونان باستان از حروف برای این منظور استفاده میشد و از این نظام هم اکنون نیز در کشورهای انگلیسی و آلمانی زبان استفاده میشود. به این شیوهنتنگاری نظام الفبایی میگویند.

در قرن یازدهم میلادی یک کشیش فرانسوی مقیم ایتالیا به نام "گوئید د آرتسو" (Guido d Arezzo 955-1050) آهنگی برای یکی از سرودهای مذهبی کلیسا به نام "سن ژان"ساخت و برای یادگیری بهتر آن برای شاگردان در آموختن اصوات موسیقی ،حروف اول هر مصرع این سرود را به عنوان علامتی برای نمایش هر یک از اصوات انتخاب کرد .

به این صورت : "Ut queant laxis Resonare fibris Mira gestorum Famuli tuorom Solve poluti Labrieatum sancta johannes" (حرفهای مورد نظر با حروف بزرگ تایپ شده) از آن به بعد این حروف برای نشان دادن صداهای موسیقی مرسوم شد : Ut, re. mi, fa, sol, la. نتهای ابداعی آرتسو شش تا بودند که بعدا"نت"سی" به آنها افزوده شد ونتut برای سهولت درنتخوانی به Do تغییر پیدا کرد.
از دیگر خدمات ارزشمند این کشیش میتوان به ابداع چهار خطحاملوبرای نگارشنتو حدود دامنه آنها اشاره داشت . لازم است در اینجا اشاره ای به فیلیپه دوویتری (Philippe de Vitry 1361-1291) فرانسوی که شاعر و آهنگساز و تئورسین موسیقی بود ،شود که در گسترش تئوریهای موسیقی ونتنویسی خدمات ارزنده داشته و از بنیانگذاران روشهای امروزی است. 



نت گاری منسوخ شده
لازم به توضیح است که اسحق کندی نویسنده کتاب "الرساله الكندی فی الموسیقی " در مورد اسامی نغمات از حرئف ابجد استفاده کرد به این ترتیب : کندی این نامگذاری را براینتها انجام داد:نتمی حرف ج،نتسل حرف ه،نتسی حرف و،نتر حرف ط ونتفا حرف ک.

این در حالی است که اروپاییان صد سال بعد با آن آشنا شدند و آن را تکمیل کردند. به هر صورت، به نظامنتنویسی که آرتسو ابداع کرد نظام هجایی میگویند که در فرانسه و ایتالیا و بعدا" به تبعیت از فرانسه در ایران باب شد.

امادر نظام الفبایی اولیننتنت "لا" است که اولین حرف الفبای لاتین است: 

ABCDEFG
لاسیدورمیفاسل


در آلمان و اتریشنتدوم "سی" را با H نشان میدهند و حرف B نمایانگر Si b است. در قرن شانزدهم به آثار زیادی از بزرگان موسیقی برمیخوریم که مشهورترین آنان " پالسترنیا" (Palestrina)و "لاسوس" (Lassus) و "فرسکوبالدی" (Frescobaldi ) و "ویکتوریا" هستند که آنها را براساس مد(mode ) بوجود آوردند و باعث تحولات زیادی کنترپوان و هارمونی و کل موسیقی شدند. 

تداوم و ثبت این تلاشها گنجینه ارزشمند موسیقی امروز است که با بررسی این آثار میتوانیم به تحولات جوامع در دورانهای مختلف هم پی ببریم. 

آموزش موسیقی مقالات نت شناخت الفبای موسیقی شناخت گام های موسیقی تئوری موسیقی

حتما دیدگاه خود را به ما بگویید ...

سلام من هستم . به نظر من

ضمنا از طریق ایمیل میتوانید با من در تماس باشید .

نظرم را ثبت کنید